آخرین وسوسه مسیح / نیکوس کارانتزاکیس / صالح حسینی / نشر نیلوفر
نوشته نیکوس کارانتزاکیس / مترجم صالح حسینی / نشر نیلوفرمان علم / شابک 64524
کتاب آخرین وسوسه مسیح اثر نیکوس کارانتزاکیس و با ترجمه صالح حسینی توسط نشر نیلوفرمان علم منتشر شده است.
کتاب آخرین وسوسه مسیح
داستان این رمان درباره عیسی مسیح است. اما نه آن انسان قدیس که تصویری پاک از او در ذهن مسیحیان است. بلکه داستان انسانی زمینی است که مرحله به مرحله و با پشت سر گذاشتن مسیری دشوار تبدیل به مسیحا میشود. در این کتاب عیسی ناصری را میبینیم که درگیریهای ذهنی بسیاری دارد. شبها کابوس میبیند و مداوم احساس میکند چنگکهای عقابی میخواهد مغزش را بیرون بکشد و یا او را به سمت چیزی بکشاند.
با این حال عیسی احساسات خاصی دارد و انگار میداند که سرنوشت مسیر خاصی برای او در نظر گرفته است. مشکل اینجاست که عیسی تلاش دارد با کارهای مختلف از دست سرنوشت فرار کند. به عنوان مثال در حالی که هیچکس صلیبی برای حاکمان روم نمیسازد، عیسی این کار را انجام میدهد تا یک متجاوز به صلیب کشیده شود. همین امر باعث میشود مردم از عیسی متنفر شوند و او را دیوانهای بدانند که در زندگی به جایی نمیرسد.
پس از مدتی، عیسی احساس میکند که باید شهر و خانه را ترک کند. بیابان او را به سمت خودش میکشد. تصمیم میگیرد به صومعه برود تا از شر جدال درونی خود رهایی یابد و از مریم مجدلیه نیز، که بسیار او را دوست دارد، دور شود تا مبادا مرتکب گناهی سنگین شود. بنابراین به سمت بیابان حرکت میکند.
پس از اتفاقاتی که در صومعه میافتد، عیسی دگرگون میشود. احساس سبکی میکند و دیگر آن کشمکش درونی را که دیوانهاش کرده بود حل شده میدانست. همچنین از شر وسوسهای که او را به سمت مریم مجدلیه میکشانید رهایی یافته بود.
این احساس خوب و سبک بودن و همچنین اتفاقات دیگری که در صومعه رخ داد باعث شد عیسی به سمت مردم بیاید تا با آنان سخن بگوید. مهمترین حرفی که عیسی با مردم داشت فقط یک چیز بود: عشق. او همه مردم را به عشق دعوت میکرد و از آنان میخواست حتی رومیهای دهشتناک را، که مردم را به صلیب میکشیدند، دوست بدارند. ولی همه اینها باعث شد مردم او را دیوانهتر از پیش فرض کنند.
در این میان، داستان حواریون مسیح هر کدام به طور خلاصه شرح داده میشود. داستان اینکه چگونه پطرس، یعقوب، یحیی و دیگر حواریون با مسیح همراه شدند. همچنین رابطه پیچیده یهودا با عیسی نیز شرح داده میشود.
اما مهمترین قسمتهای کتاب، همان کشمکش دائمی و روبهرو شدن با وسوسهها است. عیسی به محض اینکه از دست یک وسوسه خلاص میشود خود را گرفتار در وسوسه دیگری میبیند، بنابراین هر لحظه باید هشیار و آگاه باشد. از وسوسه نزدیک شدن به مریم مجدلیه تا وسوسه احساس خستگی و دنبال نکردن راهی که میداند باید آن را دنبال کند.
عیسی چشم به روی رود و مردم گردانید، و آن دورها، به بحرالمیت و کوههای عربستان و بیابان. به جلو خم شد و سایهاش را دید که با جریان آب موج میخورد و به طرف بحرالمیت میرود. با خود گفت: «نشستن کنار رود و تماشا کردن خیزش آب بهسوی دریا با درختها، پرندگان، ابرها، و شبهنگام ستارگان را که درون دریا منعکس میشوند و جاری میگردند چه صفایی میداشت! چه خوب بود اگر میتوانستم من هم جاری شوم و نگرانی برای دنیا چون خوره به جانم نمیافتاد.» اما این افکار را از خود دور کرد، وسوسه را از خود راند و با قدمهای سریع از پل پایین رفت و پشت صخرههای متروک ناپدید گشت.
اما نگرانی برای نجات دنیا دقیقا مانند خوره به جان عیسی افتاده است. او وظیفه خود میداند که با عشق دنیا را نجات دهد و برای بشریت سعادت به ارمغان آورد. در این مسیر هم همه وجود خود را فدا کرده است. حتی از مادرش عبور کرده و دیگر قبول نمیکند که فرزند اوست. حال دیگر همه فکر و ذکر عیسی خداوند است.
مطالعه بیشتر ... # ادبیات # داستان خارجی #صالح حسینی #عمومی #کتاب آخرین وسوسه مسیح #نیکوس کارانتزاکیس #نیلوفرمان علم500,000 تومان
امکان خرید قسطی با مبلغ هر ماه 125,000 تومان
نظرات کاربران
اولین نفری باشید که برای این کتاب نظر میدهد.
ارسال نظر